الشيخ محمد علي الگرامي القمي
19
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
ملاحظه مىكنيد كه بحث دنيا به طور عام مطرح است و دنيا يعنى ماسوى اللَّه ! هرچه هست ، اگر دنيا در اين اشعار را طبيعت معنى مىكنيم ولى تعبير تبدل امثال ، يك تعبير عام مىباشد . و حتى خواهيم ديد كه در مجردات چون عقل اول هم جريان دادهاند . نظريه متكلمان در بحث حركت متكلمان اسلامى ، بحث حركت را در اعراض مطرح كرده ، و گفتهاند : « اعراض بقا ندارند » . تفتازانى در شرح « مقاصد » مىنويسد : « ذهب كثير من المتكلمين ان شيئا من الاعراض لا يبقى زمانين ، بل كلها على التقضّى والتجدّد كالحركة والزمان عند الفلاسفه وبقائها عبارة عن تجدد الامثال و بقاء الجوهر مشروط بالعرض فمن هنا يحتاجان إلى المؤثر . . . : عده زيادى از متكلمان ، معتقدند كه هيچ عرضى از اعراض در دو زمان باقى نمىماند ، بلكه گذرا و متجددند ، همانند حركت و زمان در فلسفه ، كه فلاسفه آن دو را متجدد و متصرم مىدانند . بقاى اعراض عبارت از تجدد امثال است ( البته به اراده حق تعالى ) و بقاى جوهر هم مشروط به عرض است ( چون جوهر بدون عرض وجود ندارد ) و عرض هم دائماً در تبديل و تغيير است ، لذا هم جوهر و هم عرض به علت نياز دارند . يعنى جوهر بدون عرض نيست ، عرض هم دائماً در تغيير است و همين تغيير منشأ نياز به خالق و علت است . عرض متغير و نيازمند ، جوهر هم همراه عرض ، پس همه محتاجند . مير سيّد شريف جرجانى ( 740 - 816 ه ) شارح « مواقف » « 1 » هم
--> ( 1 ) - كتاب « مواقف » نوشته قاضى عضدالدين ايجى ، ( ايج از توابع شيراز ، 700 - 756 ه ق ) است كه يك دوره مباحث فلسفه و كلام را به طور اختصار بحث كرده است